X
تبلیغات
رایتل
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟؟؟
دوشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1386
فصل دوم : ارواح در عالم برزخ ( مقدمه )
 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

  آنچه از آیات و روایات استفاده مى شود

آن است که روح و جان هر انسانى با بدنش آمیخته شده است

مانند آمیخته شدن آتش با ذغال و گلاب با برگ گل ، در ماهیت و حقیقت روح

هرگز تغییر و نابودى پدید نمى آید، آن چه از وجود انسان تغییر مى یابد

 و مى میرد جسم خاکى او است .


جسم انسان نسبت به جان و روح او مانند لباس است نسبت به تن او

 همان طورى که انسان در طول مدت زندگى خود لباس هاى گوناگونى مى پوشد

 همچنین از آن لحظه که انسان به نشو و نما شروع مى کند

 در اثر حرکت جوهرى ، شکل هاى مختلفى در او پدید مى آید.

یک وقت به شکل نطفه و پس از مدتى به شکل علقه (خون بسته )

 پس از مدتى به صورت مضغه (پاره گوشت ) و هم چنین به شکل هاى گوناگونى

 در آمده تا در آخر به صورت طفل ، از شکم مادر بیرون مى آید.


پس از آن هم ، باز قیافه و شکل او عوض مى شود:

 قیافه طفولیت او به جوانى و جوانى به پیرى مبدل مى شود

 و با رسیدن مرگ ، زندگى دنیایى او به زندگى برزخى و آخرتى مبدل مى گردد.

همه این حالات بر جسم انسان عارض مى شود

 حالت و شکل قبلى مى میرد و از بین مى رود

 اما شخصیت و هویت اصلى او محفوظ مى ماند. لذا به یک نفر انسان شصت ساله

، با این که قیافه او کاملا با قیافه چهل سال پیش تفاوت کرده است مى گویند

 این همان شخص چهل سال پیش است .


مرگ هم ، مانند جوانى و پیرى ، حالتى است که بر انسان عارض مى گردد.

زندگى دنیایى را از او مى گیرد، همان طورى که پیرى حالت جوانى را از انسان

مى گیرد و به حالت پیرى مبدل مى سازد، مرگ هم انسان را به عالم برزخ و

آخرت وارد مى کند، جسم به جوهره اصلى خود که خاک است بر مى گردد.

روح انسان هم مانند جدا شدن آتش از ذغال ، از بدن جدا مى شود

 و در یک قالب مجرد از ماده ، (مانند موجودهایى که در تلویزیون ظاهر مى گردد)

زندگى برزخى خود را آغاز مى کند، همان طورى که طفل پس از طى کردن

دوران شکم مادر، دوران زندگى دنیوى را آغاز مى کند.


از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود:

شما، براى نابود شدن خلق نشده ، بلکه براى باقى ماندن به وجود آمده اید

 و جز این نیست که شما از سرایى به سراى دیگر منتقل مى شوید!

 حقیقتا (نفس و روح ) شما در زمین ، غریب و در بدن ها زندانى است 

 (زیرا از جنس عالم ماده نیست ).


نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود:

 پیامبران خدا نمى میرند، بلکه از سرایى به سراى دیگر منتقل مى شوند.


این مطلب ثابت و معلوم است که بعضى افراد اقوام و دوستان خود را پس ‍ از

مرگشان در خواب مى بینند و با آنها گفت و گو مى کنند. حتى بعضى اوقات از

راهنمایى هاى آنها استفاده مى نمایند؛ زیرا آنها زنده اند و در عالمى که ویژگیهاى

آن را نمى دانیم زندگى مى کنند و از عالم دنیا اطلاع دارند و ارتباطشان به کلى از

آن قطع نشده است .


احضار ارواح مردگان دلیل دیگرى بر بقاى روح در عالم برزخ است قطع نظر از

 حکم شرعى آن عمل ، این طور که نقل مى کنند: صاحبان این فن ، روح هر مرده

اى را که بخواهند حاضر کرده و با آن سئوال و جواب مى کنند؟!

(اگر چه احضار ارواح هنوز به عنوان مسئله عملى ثابت نشده و اگر در آینده ثابت

شود براى تحکیم عقاید مذهبى دلیل استوار و قاطعى خواهد بود.)