X
تبلیغات
رایتل
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟؟؟
شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1386
مرگ وداع با همگان
 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
 
 

وقتى انسان در ((سکرات مرگ )) قرار مى گیرد از چند جهت به روح او فشار مى آید. از دست دادن اندوخته ها، جدا شدن از زن و فرزند و بازماندگان ، نرسیدن به آرزو و امیدها، از کف دادن عمر که بزرگ ترین سرمایه او بوده و به باطل گذشته است

وارد شدن به عالمى نا ماءنوس که تا به حال آن را مشاهده نکرده و از وضعیت آن اطلاعى ندارد، دیدن صحنه ها


و قیافه هاى هول انگیز و وحشت ناک و بى خبر بودن از پایان کار، تمام این ها روح محضر را در تنگنایى بس عجیب و شدید مى افکند! تا آنجا که خود وى ، به فرا رسیدن هنگام فراق از همه چیز و همه کس یقین پیدا مى کند.


در حدیثى آمده است : چون بنده در ((سکرات مرگ )) افتد (زندگان با او وداع مى کنند و او با بازماندگان ). اعضاى بدن او، بعضى با بعضى وداع نمایند و بر هم دیگر اسلام کنند و گویند:


علیک السلام تفارقنى و افارقک الى یوم القیامه (49)
((بر تو باد سلام و درود، تو از من مفارقت مى کنى و من از تو تا روز قیامت )).

(همه از یک دیگر جدا مى شویم )!


 

کوس رحلت بکوفت دست اجل
اى دو چشمم وداع سر بکنید
اى کف دست و ساعد و بازو
همه تودیع یک دیگر بکنید
بر من افتاده مرگ دشمن کام
آخر اى دوستان ، گذر بکنید
روزگارم برفت به نادانى
من نکردم ، شما حذر بکنید