X
تبلیغات
رایتل
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟؟؟
چهارشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1386
مرگ مؤ منان ـــ و ـــ مرگ ظالمان
 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
 
 
مرگ مؤ منان
 

مؤ منان و نیکوکاران ، ظالمان و بدکاران ، از همان لحظه ((مرگ )) از هم جدا مى شوند و حالات متفاوتى دارند. یا تعبیر دیگر، نتیجه هاى اعمال و عقائدشان ، از همان لحظه کم کم ظاهر و آشکار مى گردد.


موقع جان دادن مؤ منان ، فرشتگان رحمت ، با کمال مهربانى و لطف ، با اخلاق نیک و بشاشت براى قبض روح آنها و آنان را به بهشت بشارت مى دهند. قرآن در این باره چنین مى فرماید:


ععع الذین تتوفاهم الملائکة طیبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون (39)


((پرهیزکاران کسانى هستند که ملائکه (قبض ارواح و فرشتگان رحمت ) روحشان را مى گیرند. در حالى که (از نظر عقیده و گفتار و کردار)، پاک و پاکیزه اند. به آنها مى گویند: سلام بر شما باد. (سلامى که نشانه سلامت و امن و امان است ) به خاطر اعمال نیکى که انجام مى داده اید داخل بهشت شوید)).


در واقع ، پاداش پاکى و تقوا چیزى جز این نیست که فرشتگان الهى با سلام و درود از ایشان استقبال کنند و آنها را به بهشت دعوت نمایند، دعوتى که آمیخته با لطف و محبت و احترام باشد!

ملایک از آنها چو گیرند جان

بر آن ها گشایند اینان زبان

چو پاکیزه ماندید ز اعمال زشت

کنون پس در آیید اندر بهشت

در این جا ممکن است بهشتى که فرشتگان مى گویند داخل آن شوید، اشاره به بهشت برزخى باشد که مؤ منان ، بعد از قبض روح

شدن داخل آن مى شوند و ممکن است اشاره به بهشت قیامت باشد که بهشت برزخى درهاى آن حساب مى شود.


((مقربین و مؤ منین نیکوکار هنگامى که در آستانه مرگ قرار مى گیرند در نهایت آرامش و راحتى و شادى چشم از جهان

مى پوشند. خداوند درباره آنان مى فرماید:


فاما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنت نعیم و اما ان کان من اصحاب الیمین فسلام لک من اصحاب الیمین (40)


کسى که در حالت احتضار و واپسین لحظات زندگى قرار مى گیرد اگر از مقربان باشد در نهایت راحتى و آرامش و روح و ریحان است ، و در بهشت پر نعمت جاى مى گیرد.


((اما اگر از مؤ منان نیکوکار اصحاب یمین باشند، (همان مردان و زنان صالحى که نامه اعمالشان به نشانه پیروزى و قبولى به دست راستشان داده مى شود) به ایشان گفته مى شود: سلام بر تو از سوى دوستانت که از اصحاب یمین هستى .


پس مؤ منان نیکوکار هنگام ((مرگ ))، به راحتى و ناز و نعمت ، به آرامش کامل ، به رحمت و مغفرت از گناهان ، به آزادى از آتش دوزخ ، به بشارت به دخول در بهشت دست مى یابند.


با آمدن ((مرگ ))، پرده حجاب برداشته شده ، و ارتباطشان با محبوبشان نزدیک تر و روشن تر مى گردد، طبیعى است در آن حال فرح و سرورى بر روحشان غالب مى شود و در آن دم به زبان حال مى گویند:


 

حجاب چهره جان مى شود غبار تنم

خوشا دمى که از این چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزاى چو من خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

راحت جان طلبم و ز پى جانان بروم

خرم آن روز که پرواز کنم تا در دوست

به هواى سر کویش پرو بالى بزنم

چون بلال از ضعف شد هم چون هلال

رنگ مرگ افتاد بر روى بلال

جفت او دیدش بگفتا: و احرب

پس بلالش گفت : نه نه و اطرب

تاکنون اندر حرب بودم ز زیست

تو چه دانى مرگ چون عیش است و چیست

این همى گفت و رخش در عین گفت

نرگش و گلبرگ و لاله مى شگفت

تاب رو و چشم پر انوار او

مى گواهى داد بر گفتار او

گفت : جفتش الفراق اى خوش خصال

گفت : نه نه الوصال است الوصال

گفت : جفت امشب غریبى مى روى

از تبار و خویش غایب مى شوى

گفت : نه نه بلکه امشب جان من

مى رسد خوش از غریبى در وطن

گفت : اى جان و دل و احسرتاه

گفت : نه نه جان من ، وادولتا

گفت : آن رویت کجا بینیم ما

گفت : اندر خلقه خاص خدا(41)



مرگ ظالمان

 

 

گفته شد: مؤ منان و ظالمان ، از همان لحظه ((مرگ )) از هم جدا مى شوند، نتایج اعمال و عقائدشان ، از همان لحظه ظاهر و آشکار مى گردد.


ظالمان و بدکاران ، به خلاف مؤ منان که به آن ها گفته مى شود داخل بهشت شوید، به آنان هم گفته مى شود، شما داخل جهنم شوید و جاودانه در آن بمانید قرآن درباره آنان چنین مى فرماید:


ععع الذین تتوفاهم الملائکه ظالمین انفسهم فالقوا السلم ما کنا نعمل من سوء بلى ! الله علیم بما کنتم تعملون

 (42)


((ظالمان بدکار و کافران کسانى هستند که فرشتگان (قابض ارواح ) هنگام مرگ روحشان را مى گیرند، در حالى که آن ها به خود ظلم و ستم کرده اند، در این هنگام تسلیم مى شوند و اظهار ایمان مى کنند(ایمانى که فرعون حین غرق شدن به وحدانیت خدا آورد) و مى گویند(خدایا ما در دنیا) کار بدى انجام نمى دادیم . گفته مى شود (چنین است ) بلکه خداوند دانا است به آن چه انجام مى دادید.))

 سپس به آن ها گفته مى شود:


فادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فلبئس مثوى المتکبرین (43)
(حال که دروغ مى گویید و با این همه گناه و جنایت ، منکر گناهان خود مى شوید) ((از درهاى جهنم داخل آن شوید و جاودانه در آن بمانید آنجا چه جاى بدى براى متکبران و ظالمان است .))


آرى ، وقتى که خود را در آستانه مرگ مى بینند و پرده هاى غرور و غفلت از مقابل چشمانشان کنار مى رود، فورا تسلیم مى شوند و مى گویند: ما کار بدى انجام نمى دادیم ! آن ها هر گونه کار بد و زشت را که در دنیا انجام مى دادند انکار مى کنند آنان دروغ مى گویند به خاطر این که دروغ بر اثر تکرار، صفت ذاتى آنها شده است یا مى خواهند بگویند، ما مى دانیم این اعمال را انجام داده ایم ولى اشتباه کرده ایم و سوء نیتى نداشته ایم ؟

 

 


بگویند آن مردم بد سرشت

که هرگز نکردیم اعمال زشت

ملایک برآرند آن گه ندا

که دوزخ شما راست اکنون سرا

ز هر در، در آیید اکنون در آن

معذب بمانید در آن مکان

که دوزخ بود جاى مستکبرین

بگردند در بد مکانى قرین

در آیه دیگر در همین باره مى فرماید:


فکیف اذا توفتهم الملائکه یضربون وجوههم و ادبارهم
(44)
(منافقان و ظالمان بعد از آن که حق براى آن ها ثابت شد و باز مخالفت کردند درباره ایشان گفته مى شود: ((حال آن ها ((مرگ )) چگونه خواهد بود هنگامى که فرشتگان مرگ روحشان را قبض مى کنند در حالى که بر صورت و پشت آن ها مى زنند.))


آرى ، این فرشتگان ، ماءمورند که در آستانه مرگ ، مجازات و جزاى آن ها را شروع کنند تا طعم تلخ کفر و نفاق و لجاجت و عناد خود را بچشند.


لذا هنگام ((مرگ )) به صورت آن ها مى کوبند، براى این که رو به سوى دشمنان خدا رفته اند، بر پشت آنها مى زنند به خاطر این که به آیات الهى و پیامبرش پشت کرده اند.


این کیفر و عذاب ها به خاطر آن است که ایشان از آن چه خداوند را به خشم مى آورد پیروى مى کردند. به همین جهت فرشتگان الهى با سیلى و مشت بر صورت و پشتشان مى زنند و به این وسیله از آن ها استقبال مى نمایند.


 

در این گه که خود از دو رویان پست

ملائک ستانند جان را به دست

به پشت و بر و روى آنان زنند

بسى تازیانه ز قهر و گزند